سلام.
و علیک و صد سلامِ دیگر.
امروز یعنی همین الآن فیلم سلام سینمای مخملباف رو دیدم. باید بگم بسیار زیبا و شیرین بود. کلی نقد تو سرمه که نمی خوام اینجا پیاده کنم. ولی شخص اول (اپیزود اول) و اپیزود یکی مونده به آخری و پسری که اکشن دوست نداشت منو جذب کردن....
من رو هیچکس نمی شناسه. البته چرا، آشناهای زیادی دارم... ولی مطمئنم در اون لحظه بهتر از دختر شونزده ساله ای که از سیزده سالگی عاشق سینما شد بازی می کنم...
سلام.
با درود فراوان.
حالم خوبه بعد از دیدن این فیلم.
فیلم زیبا بود و زیبا ترین فیلیمی که دیدم بود البته. تا قبل دیدن این فیلم دایره زنگی فیلم محبوبِ من بود. ولی الآن می تونم بگم سلام سینما فیلم محبوب من می باشه... نگاه مخملباف رو قبل از دیدن این فیلم هم دوست داشتم. برای مجیدی عزیز، کیارستمیِ بین المللی و حاتمی کیا و کیمیاییِ نسل قدیم و جدید، کاهانیِ نو و خیلی های دیگه احترام قائلم ولی جنس مخملباف زیبا تره... البته مقایسه ی شخصیت های نامبرده کار بسیار مشکلی برای منِ بنده حقیره است حداقل. توصیه می کنم این محصول سال 73 رو از دست ندید.
سلام.
ارز یا عرز ادب یا عدب.
رویاهای من تو این فیلم مقایسه می شه. عغده یا عقده ی این کار رو ندارم. ولی آرزوم فیلم سازی و نشون دادن افکارم و افکار هایی که دوست دارمه... با تمام یا طمام وجود. یک هفته ی عمرم رو فقط طهران یا تهران بودم و نود درصدش تو مسیر میدون . خیابان انقلاب،چهارراه ولیعصر، کارگر و میدون فردوسی گذشت. البته ربطش به نوشته رو نمی دونم. ولی اون جوونی که از چهارراه ولیعصر تا میز مخملباف رو مثل کور اومد دلمو لرزوند. در اپیزود یکی مونده به آخر مخملباف گفت: " سینما بیرحمه دخترم"، " آدم وقتی بدنیا می یاد گریه می کنه، وقتی می میره براش گریه می کنن، این وسطش هم باید خودش گریه کنه" و یا وقتی تو همون اپیزود دختر عینکی گفت: "دنیا باید منو بخندونه، چرا گریه کنم" یا در جایی که یکی گفت:"بچه محل ها می گن شبیه پُل نیومنم.... البته من که خودم ندیدمش، بقیه دیدن و می گن" و حتی جوابِ داده نشده به سوال دختر عینکی که پرسید:" شما هنرمند می مونی یا انسان؟" که البته مخملباف جوابش رو وقتی برای بار دوم دختر ها رو برگردوند در واقع داد: اینکه این دو رو می شه با هم داشت... یا حتی اون دختری که می خواست بره خارج و فهمید برای عشقش نمی تونه گریه کنه، و گفته مخملباف که گفت" عقت همین بود؟!"
این دیالوگ ها که گفتم تعجب، حیرت، خنده، اوج گریه و کمالِ بیننده فیلم رو به فکرش می یاره... همه مون مشابهِ این رفتار ها رو داشتیم... ولی اگه قبلش به خیلی هامون بگن که همین ها رو انجام بده می مونیم!!
سلام.
فقط سلام.
الآن فیلم سلام سینما رو دیدم. فیلمی از دهه هفتادِ شمسیِ عاشقان بازی، بی کارانی که به سینما رو آوردنو نشون می ده و البته زیبایِ اتاقِ تست بازیگری رو. الآن هم می خوام وقتی که من زن شدم رو ببینم.
سلام.
و خداحافظِ همه ی خواننده های احتمالیِ این متن.
18:39 | اروپای مرکزی، آلمان
11.03.2012
لیلاج
پ.ن.: البته تاریخ و اینا باز هم ثبت شده، موندم که چرا نوشتمش...
و علیک و صد سلامِ دیگر.
امروز یعنی همین الآن فیلم سلام سینمای مخملباف رو دیدم. باید بگم بسیار زیبا و شیرین بود. کلی نقد تو سرمه که نمی خوام اینجا پیاده کنم. ولی شخص اول (اپیزود اول) و اپیزود یکی مونده به آخری و پسری که اکشن دوست نداشت منو جذب کردن....
من رو هیچکس نمی شناسه. البته چرا، آشناهای زیادی دارم... ولی مطمئنم در اون لحظه بهتر از دختر شونزده ساله ای که از سیزده سالگی عاشق سینما شد بازی می کنم...
سلام.
با درود فراوان.
حالم خوبه بعد از دیدن این فیلم.
فیلم زیبا بود و زیبا ترین فیلیمی که دیدم بود البته. تا قبل دیدن این فیلم دایره زنگی فیلم محبوبِ من بود. ولی الآن می تونم بگم سلام سینما فیلم محبوب من می باشه... نگاه مخملباف رو قبل از دیدن این فیلم هم دوست داشتم. برای مجیدی عزیز، کیارستمیِ بین المللی و حاتمی کیا و کیمیاییِ نسل قدیم و جدید، کاهانیِ نو و خیلی های دیگه احترام قائلم ولی جنس مخملباف زیبا تره... البته مقایسه ی شخصیت های نامبرده کار بسیار مشکلی برای منِ بنده حقیره است حداقل. توصیه می کنم این محصول سال 73 رو از دست ندید.
سلام.
ارز یا عرز ادب یا عدب.
رویاهای من تو این فیلم مقایسه می شه. عغده یا عقده ی این کار رو ندارم. ولی آرزوم فیلم سازی و نشون دادن افکارم و افکار هایی که دوست دارمه... با تمام یا طمام وجود. یک هفته ی عمرم رو فقط طهران یا تهران بودم و نود درصدش تو مسیر میدون . خیابان انقلاب،چهارراه ولیعصر، کارگر و میدون فردوسی گذشت. البته ربطش به نوشته رو نمی دونم. ولی اون جوونی که از چهارراه ولیعصر تا میز مخملباف رو مثل کور اومد دلمو لرزوند. در اپیزود یکی مونده به آخر مخملباف گفت: " سینما بیرحمه دخترم"، " آدم وقتی بدنیا می یاد گریه می کنه، وقتی می میره براش گریه می کنن، این وسطش هم باید خودش گریه کنه" و یا وقتی تو همون اپیزود دختر عینکی گفت: "دنیا باید منو بخندونه، چرا گریه کنم" یا در جایی که یکی گفت:"بچه محل ها می گن شبیه پُل نیومنم.... البته من که خودم ندیدمش، بقیه دیدن و می گن" و حتی جوابِ داده نشده به سوال دختر عینکی که پرسید:" شما هنرمند می مونی یا انسان؟" که البته مخملباف جوابش رو وقتی برای بار دوم دختر ها رو برگردوند در واقع داد: اینکه این دو رو می شه با هم داشت... یا حتی اون دختری که می خواست بره خارج و فهمید برای عشقش نمی تونه گریه کنه، و گفته مخملباف که گفت" عقت همین بود؟!"
این دیالوگ ها که گفتم تعجب، حیرت، خنده، اوج گریه و کمالِ بیننده فیلم رو به فکرش می یاره... همه مون مشابهِ این رفتار ها رو داشتیم... ولی اگه قبلش به خیلی هامون بگن که همین ها رو انجام بده می مونیم!!
سلام.
فقط سلام.
الآن فیلم سلام سینما رو دیدم. فیلمی از دهه هفتادِ شمسیِ عاشقان بازی، بی کارانی که به سینما رو آوردنو نشون می ده و البته زیبایِ اتاقِ تست بازیگری رو. الآن هم می خوام وقتی که من زن شدم رو ببینم.
سلام.
و خداحافظِ همه ی خواننده های احتمالیِ این متن.
18:39 | اروپای مرکزی، آلمان
11.03.2012
لیلاج
پ.ن.: البته تاریخ و اینا باز هم ثبت شده، موندم که چرا نوشتمش...
۳ نظر:
لیلی ، نیستی .
لیلی دلش برای خودش تنگه... نیست :)
لیلا؟؟؟؟؟؟؟کجایی تو؟؟؟
ارسال یک نظر