۱۳۹۰ دی ۱۹, دوشنبه

فیلمساز - بی مقدمه

قدیم ها هر کَس از خانه مادرش قهر می کرد، دلش می کشید بازیگر سینما شود، فوتو مدل شود. عده ای هم یک دوربین دیجیتال دستشان می گرفتند و در کوچه و خیابان شات می زدند!!
 جدیدا ها مُد عوض شده و همه می خواهند یک شبه فیلمساز شوند!
برای فهمیدن دقیق معنای "فیلمساز" لطفا به عکس پایین مراجعه شود...

لابد می پرسید: خب، که چه؟! من به شما جواب می دهم... فیلم سازی یعنی اول فیلمنامه را بخوانی(یا گاهی خودت بنویسی)، تیم پیدا کنی، بازیگر پیدا کنی، نگران تدوین آن باشی... سر صحنه فیلمبرداری "کار را بگردانی" و بعد از همه این مراحل، اگر در کشوری مثل ایران باشی، نگران شوی که چه بلایی سر عوامل فیلم و خود فیلم خواهد آمد...
من به سینماگران دگر کشور ها احترام می گذارم و یک طرفه نه به قاضی نه به سمت پوزه شان می روم، ولی از پش ت همین تریبون هنجار می کشم: "هنر کردی خانم/ آقای فیلمساز!" 

یک فیلمساز باید اینگونه بدبختی ها را سر فیلم برداری متحمل شود:(تایتانیک)

و سپس مثل عکس پایین بازیگر خود را از دست بدهد: (درباره الی)

گاهی هم ممکن است یک فیلم یک فیلمساز تا سال ها بعد مشهور بماند. مانند:
درمورد عکس بالا:

مارتین اسكورسیزی:
ما با هم چند شب با یك تاكسی در شهر می گشتیم . دنیرو احساس غریبی داشت. او كاملا ناشناخته بود و كسانی را كه سوار تاكسی می كرد او را نمی شناختند. مثل این بود كه او اصلا وجود نداشت. عاقبت یك مرد سوار تاكسی شد كه اسم او را از روی كارت شناسایی اش شناخت و گفت «خدایا، تو سال گذشته یك اسكار بردی و الان داری تاكسی میرونی!» . دنیرو گفت كه فقط برای انجام یه تحقیق است.
..............................
(عکس:مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو سر صحنه در فیلم راننده تاکسی)


خلاصه اینکه حواستون باشه باید چی کار کنید. هر چیزی، به اون شیرینی که از دور حس می کنید نیست...

پ.ن.: فیلمسازی بیشتر از هر چیز، دل و جرئت می خواد....
پ.ن.2: همه ی متن یک دردو دل لیلاجی بود.








هیچ نظری موجود نیست: