۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

تولدِ آرین


سلام.
 خواستم بیام یه چیز کوچیک بگم 
و برم...
تولدت مبارک "دوست".


تو دوستِ من هستی؟
 چند وقته؟ چند سال؟
بیخیال، کمیت مهم نیست، 
کیفیت مهمه...
و اگه دوستی رو
 "حرف زدن"حساب نکنیم،
 پس دوست خوبی هستی.
برای تولدت کیک کادو نمی دم
کلا خوردنی نمی دم...
چند تا ماهی. 
برای عیدت.... 
می دونی چه آرزویی دارم... 
به هر خدایی که قبولش داری
 دعا کن برام :(


بگذریم :)
اصلا برای چی نوشتم؟
ها؟ خدایی چرا؟
تولدت مبارک داداش.
 در غربت خوش باشی 
فرانکفورتیا بد نیستن؟
اذیت نمی کنن؟
باهاشون سر کن...


می بینی آرین جان؟
هر سال که می گذره
 بیشتر به مرگ نزدیک می شیم.
ولی جشن می گیریم...
شادی می کنیم...
شاید تنها موقعی از سال باشه
که یهو همه یادمون می افتن!


باز هم تولدت مبارک. امید است
به هر چی می خوای برسی...


پ.ن.: پی نوشت نداریم.
پ.ن.2: به بالایی مراجعه کنید...


۵ نظر:

ناشناس گفت...

این الان شعر نو سپید و این چیز میزا بود یا نامه اداری؟ :|
خیلی مسخره بود
خواهشا دیگه ننویسین تو رو خدا!

ناشناس گفت...

نیما یوشیجو تو قبر لرزوندی.
بیخیال.
ننویس خاهشن.

لیــلاج گفت...

والا نه نامه اداریه نه شعر سپید :))
مسخره هم شاید بوده باشه...

سعید گفت...

خوب بود که

لیــلاج گفت...

:)